علامه حسن زاده آملی

نکته های عارفانه زندگی علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)

{ background:url(image.png) no-repeat center; }

علامه حسن زاده آملی

نکته های عارفانه زندگی علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)

علامه حسن زاده آملی

این وبلاگ قصد بر آن دارد که شمه ای از بارقه های نوریه علمی حضرت استاد علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)را به نفوس مستعده بچشاند.
که اگر مورد پسند افتد ما را بسند است.
حقیری از دل عالم
رسول سالارکریمی(مجنون)

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۰ شهریور ۹۵، ۰۶:۲۸ - م.آ
    تشکر
  • ۸ شهریور ۹۵، ۱۲:۱۵ - سعید
    تشکر
پیوندهای روزانه
پیوندها

۲۵ مطلب با موضوع «قرآن لایتناهیست» ثبت شده است

نکته 755هزار و یک نکته

رب العالمین پروردگار ذرت است، ریشه‏ هاى ذرت سوراخ است و مجراى لقاح نر و ماده در سنبله است. همچنین در گندم و جو هست. خرما از خاک و کود زمین است اما هفت مرتبه تصفیه می شود در چوب تنه و در چوب برگ و بیخ خوشه و چوب خوشه و قمع تمر و هسته خرما و هسته جلدى دارد مانع اختلاط أجزاء و فتیل میان هسته واسطه ایصال غذا.

جهت دیدن عکسهای مربوطه و ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۲ ، ۱۵:۰۳
مجنون

آسمان را در لسان شرع دو اطلاق است: یکى جسمانى که گویى باران از آسمان نازل می شود که آنچه بالاسر تست از اجرام علوى و غیرها این آسمانست، و دیگر آسمان روحانى که ملک از آنجا فرود می آید و قرآن از آنجا نازل می شود و علوم از آنجا افاضه مى‏ گردد و عروج بدانجا صورت مى‏ گیرد اگر چه اطلاق جا بر آسمان ثانى بمعنى حقیقى آن نیست فتدبر.

نکته 751 هزار و یک نکته

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۲ ، ۱۴:۳۴
مجنون

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۴۸
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم


وجه الشی‏ء هو الشی‏ء بوجه، قوله (سبحانه): فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ (سوره بقره، آیه 116).

کلمه 573 هزار و یک کلمه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۱ ، ۲۲:۰۸
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

کلمه صدم صد کلمه در معرفت نفس:

آن که در ارزش تکوینى انسان تعقل کند، او را مکیال هر چیز و میزان قدر و قیمت آن داند، یعنى علم و حس انسانى را معیار معلومات و محسوسات یابد، و ارزش هر موجود را به وجود انسان و بهره بردن وى از آن و به تمدن جامعه انسانى وابسته بیند.
این انسان است که در جمیع موجودات و در همه عوالم و مراتب سیر علمى مى نماید، و وى را مقام وقوف نیست و به هر رتبه و درجه اى که رسیده است در آن مرتبه توقف نمى کند، و به مرحله بالاتر عروج مى یابد، و متصف به صفات کمالیه جمیع موجودات مى گردد، و بر همه تسلط مى یابد، و به حقیقة الحقائق که حیات مطلق و جمال و جلال مطلق است مى رسد، و به اذن او که اذن فعلى و اتصاف کمالات وجودى است، مى تواند در ماده کائنات تصرف کند و رب انسانى شود و خلیفة الله گردد و کار خدائى کند

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۱ ، ۱۲:۳۵
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی کیست که موفق به زیارت جمال دل آرایت شد و شیدایت نشد

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۱ ، ۰۸:۱۰
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

تا گم نشدى چیزى در تو پیدا نشود.

هزار و یک کلمه ج2 ص145


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۱ ، ۰۷:۳۸
مجنون
بسم الله الرحمن الرحیم


اى عزیز، در قبض صابر باش که آب را براى تشنه آفریدند؛ همان گونه که تو تشنه آبى، خود آب هم تشنه توست. این حقیر گفته است (دیوان، ط 2، ص 404):
غافر و تائب آمدند طالب مذنب از ازل             بى ‏شمر اسم حق همى این سمت اقتضا کند
تشنه به سوى آب و خود تشنه تشنه است آب             گدا خدا خدا کند خدا گدا گدا کند

 عارف رومى در مثنوى معنوى چه نیکو فرموده است:
         حکمت حق در قضا و در قدر             کرد ما را عاشقان یکدگر
          تشنه مى‏نالد که کو آب گوار             آب مى‏نالد که کو آن آب خوار
          آب کم جو تشنگى آور به دست             تا بجوشد آبت از بالا و پست‏

 وانگهى، به قول خواجه حافظ:
         تو بندگى چو گدایان به شرط مزد مکن             که خواجه خود صفت بنده پرورى داند
 صابر باش که اگر دیر شود، مسلّما دروغ نخواهد شد؛ قوله (سبحانه) وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ (المدّثّر، آیه 8). زود زود نمى‏دهند تا کم‏ کم ظرفیت حاصل شود. ببین که شیخ فرید الدین عطّار در منطق الطیر چه نیکو گفته است:
         شیخ مهنه بود در قبض عظیم             شد به صحرا دیده پر خون دل دو نیم‏
          دید پیر روستایى را زدور             گاو مى‏بست و از او مى‏ریخت نور
          شیخ سوى او شد و کردش سلام             شرح داد آن حال قبض خود تمام‏
          پیر چون بشنید گفت اى بو سعید             از فرود فرش تا عرش مجید
          گر کنند این جمله پر ارزن تمام             نى به یک کرّت به صد کرّت مدام‏
          ور بود مرغى که چیند آشکار             دانه ارزن بسى سال هزار
         ور ز بعد آن که تا چندین زمان             مرغ صد باره بپرد از جهان‏
          از درش بویى نیابد جان هنوز             بو سعیدا زود باشد آن هنوز
          طالبان را صبر مى‏باید بسى             طالب صابر نباشد هر کسى‏
 علاوه این که کسانى که دیرتر مى‏ گیرند پخته ‏تر مى‏ شوند و بهتر و برتر مى‏ گیرند. برخى را مى‏ شناسیم که زود راه برایش باز شده است، و لکن اکثر حرفهاى او ساحلى است نه لجّه‏ اى، اما براى جناب آخوند ملا حسینقلى همدانى پس از بیست و دو سال راه باز شده است و چه اهل راز شده است. به نکته 641 کتاب هزار و یک نکته این کمترین توجّه بفرمایید:
مرحوم آخوند مولى حسینقلى همدانى (رضوان اللّه تعالى علیه) در حکمت از شاگردان مرحوم حکیم متأله ملا هادى سبزوارى است، و در عرفان و سیر و سلوک از شاگردان مرحوم سید على شوشترى. جناب آخوند ملا حسینقلى بعد از بیست و دو سال سیر و سلوک نتیجه گرفت و به مقصود رسید. و خود آن جناب گفت: «در عدم وصول به مراد سخت گرفته بودم تا روزى در نجف در جایى (گویا در گوشه ایوانى) نشسته بودم، دیدم کبوترى بر زمین نشست و پاره نانى بسیار خشکیده را به منقار گرفت و هر چه نوک مى‏زد خرد نمى‏ شد، نان را ترک گفت و پرواز کرد و برفت؛ پس از چندى باز گشت، به سراغ آن تکه نان آمد باز چند بار آن را نوک زد و شکسته نشد، باز برگشت و بعد از چندى آمد و بالأخره آن تکه نان را با منقارش خرد کرد و بخورد، از این عمل کبوتر ملهم شدم که اراده و همّت مى‏ باید.
در دیوان این کمترین آمده است:
 قدم اول این مرحله خوف و رجا             باید از ترک سرت برگ سفر ساز کنى‏
همّت و خضر ره و بنیت در حدّ سوا             سان تثلیث در انتاج نظر باز کنى‏

صفحه 298 هزار و یک کلمه ج5-رساله انسان در عرف عرفان

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۱ ، ۲۲:۵۸
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

(جهت مشاهده طرح در اندازه بزرگتر و کیفیت بالاتر بر روی آن کلیک فرمایید)

در حدیث قدسی آمده که خداوند میفرماید:

لا یسعنی أرضی و لا سمائی

یعنی آسمان و زمین نمیتوانند مرا در خود جای دهند همانند اینکه چشم ما نمیتواند ما را در خود جای دهد و نمی شود بگوییم ما همین چشم هستیم،اما در ادامه حدیث اینکه میفرمایند:

لکن یسعنی قلب عبدی المومن

بدین معنی است که جان انسان عرشی به کمال رسیده و سعه ی وجودی پیدا کرده میتواند خداوند را در خود جای دهد که این نیز از باب شرافت و بیان سعه ی وجودی قلب انسان کامل نسبت به ما سوی الله است نه احاطه وجودی قلب او نسبت به ذات اقدس حق متعال...

ص104 حضور و مراقبت

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۱ ، ۱۵:۱۷
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

 قلبى که جامع همه اسماء حسنى و مظهر جمیع صفات علیاست آن قلب انسان کامل است که به اقتضاى ذاتى و تکوینى هر اسمى باذن الله تعالى اسمى و رسمى و حکمى و اثرى دارد و لغت شناسان و زبان دانان وى را به اسامى مختلف خوانند:
من جمله جبرئیلش مى‏ گویند که از عالم حقائق و دقائق خبر مى‏دهد.
میکائیلش مى‏ گویند که از معارف و مکارم به طالبان رزق بخش است.
اسرافیلش مى‏ گویند که از معاد و بازگشت مریدان را آگاه مى‏ فرماید.
عزرائیلش مى‏ گویند که قتل نفس امّاره مریدان مى‏ نماید
         قطب وقت است او و اسرافیل جان         مرده ساز و زنده ساز در زمان‏
     گر سرافیلش بخوانى تو بجاست             جبرئیلش گر بگویى هم رواست‏
      اوست میکائیل ارزاق حضور             اوست عزرائیل نفس پر شرور
   آدم کل است و مسجود ملک             غایت ایجاد و مقصود فلک‏
 آدمش مى‏ گویند: زیرا که معلّم طالبان راه هدایت است.
نوحش مى‏ گویند براى آنکه نجات دهنده از طوفان بلاست.
ابراهیمش مى‏ گویند زیراکه از نار هستى گذشته و نمرودخواهش را کشته و خلیل حضرت حق جلّ شأنه گشته است.
موسایش مى‏ گویند براى اینکه فرعون هستى را به نیل نیستى غرق نموده در طور قرب اله مناجات مى‏کند.
خضرش مى‏ گویند به جهت آنکه از آب حیوان علم لدنّى خورده و به حیات جاودانى پى‏ برده.
الیاسش نیز مى‏ گویند زیرا که جالوت هستى را کشته و خلیفه خدا گشته.
لقمانش نیز مى‏ گویند زیرا که حکیم الهى است و به حقیقت اشیاء او را کمال آگاهى است.
افلاطونش نیز مى‏ گویند زیرا که طبیب نفوس است و در شناختن علل و امراض باطنى مانند جالینوس است.
سلیمانش نیز مى‏ گویند زیرا که زبان مرغان مى‏داند یعنى مطّلع بر احوال مریدانست و به طیور حواس ظاهرى و باطنى خود حکمران.
عیسى زمانش نیز مى‏ نامند براى آنکه دلهاى مرده را زنده مى‏ سازد و دجّال اعور آمال را برمى‏ اندازد.
و مهدى و هادى نیز مى‏ گویند چنانکه مولوى گفته:
         هادى و مهدى وی ست اى راه جو             هم به پنهان هم نشسته روبرو
 اسکندرش نیز مى‏ گویند زیرا که سدّ یأجوج و مأجوج خطرات نفسانى و خطوات شیطانى مریدان را مى‏ بندد.
و سیمرغش نیز مى‏ گویند بدان جهت که در پس قاف قلب مخفى است.
سواد اعظم و بحر محیط نیز مى‏گویند براى آنکه هر طالب که خود را بدان مى‏رساند او را از آلودگى پاک مى‏کند.
یوسف نیز مى‏ گویند جهت آنکه در مصر ولایت عزیز است.
آفتابش نیز مى‏ گویند زیرا که پرتو شفقت بر هرکس مى‏اندازد.
ابر و سحاب نیز مى‏ گویند براى آنکه طالبان را از معارف سیراب مى‏سازد.
ترسا نیز گویند براى آنکه مجرد و آزاد است.
مرآت و آینه نیز گویند از جهت آنکه هرکس به وى مقابل مى‏شود اگر متّقى است نیک مشاهده مى‏ نماید و اگر شقىّ است زشت ملاحظه مى‏ کند کما قال المولوى:
   گفت من آیینه‏ ام مصقول دوست      ترک و روم و هندو آن بیند که اوست‏

ص11ج2هزار و یک کلمه


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۱ ، ۱۹:۴۰
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

نعم ما قیل:
  خواهى که شود دل تو چون آیینه             ده چیز برون کن از درون سینه‏

حرص و حسد و بخل و حرام و غیبت     بغض و غضب و کبر و ریا و کینه‏

کلمه552 هزار و یک کلمه


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۱ ، ۱۴:۰۲
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم



نکاح براى إنشاء صورت انسانى است، نه براى اطفاء شهوت حیوانى.

کلمه 428 هزار و یک کلمه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۱ ، ۱۴:۰۹
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم


کسانى که از امام و امامت باخبرند مظهر امام‏اند که از نظرها غائب ‏اند فتبصر.

نکته329 هزار و یک کلمه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۱ ، ۱۲:۳۷
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم



دو وجود ندارد و یکى را قرب و بعد نبود.

نکته 300 هزار و یک نکته

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۱ ، ۱۳:۴۴
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم


تا به سرِّ ولایت نرسیده ‏اى گیرنده نمیشوى. و بعبارت دیگر تا به سر ولایت نرسیده‏ اى نمى‏رسى.

نکته 279 هزار و یک نکته

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۱ ، ۱۵:۱۹
مجنون