علامه حسن زاده آملی

نکته های عارفانه زندگی علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)

{ background:url(image.png) no-repeat center; }

علامه حسن زاده آملی

نکته های عارفانه زندگی علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)

علامه حسن زاده آملی

این وبلاگ قصد بر آن دارد که شمه ای از بارقه های نوریه علمی حضرت استاد علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)را به نفوس مستعده بچشاند.
که اگر مورد پسند افتد ما را بسند است.
حقیری از دل عالم
رسول سالارکریمی(مجنون)

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۰ شهریور ۹۵، ۰۶:۲۸ - م.آ
    تشکر
  • ۸ شهریور ۹۵، ۱۲:۱۵ - سعید
    تشکر
پیوندهای روزانه
پیوندها

امام خمینی:صدرالمتألهین سرآمد اهل توحید است

پنجشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۲، ۱۱:۰۵ ب.ظ

داشتم کتاب چهل حدیث امام خمینی را میخواندم که این مطلب توجهم را جلب نمود:(شرح حدیث28ام)

افـسـوس ! کـه مـا بـیـچـاره هـاى گـرفـتـار حـجـاب ظـلمـانى طبیعت و بسته هاى زنجیرهاى آمـال و امـانـى جـز مـطـعـومـات و مـشـروبـات و مـنـکـوحـات و امثال آنها چیزى نمى فهمیم ، و اگر صاحب نظرى یا صاحبدلى بخواهد پرده از این حجب را بـردارد، جز حمل بر غلط و خطا نکنیم . و تا در چاه ظلمانى عالم ملک مسجونیم ، از معارف و مـشـاهـدات اصـحـاب آن چیزى ادراک ننماییم ،. ولى اى عزیز، اولیا را به خود قیاس مکن و قلوب انبیا و اهل معارف را گمان مکن مثل قلوب ماست . دلهاى ما غبار توجه به دنیا و مشتهیات آن را دارد، و آلودگـى انـغـمـار در شهوات نمى گذارد مرات تجلیات حق شود و مورد جلوه مـحـبـوب گـردد. البـته با این خودبینى و خودخواهى و خود پرستى باید از تجلیات حق تـعـالى و جـمـال جـلال او چـیـزى نـفـهـمـیـم ، بـلکـه کـلمـات اولیـا و اهل معرفت را تکذیب کنیم . و اگر در ظاهر نیز تکذیب نکنیم ، در قلوب تکذیب آنها نماییم . و اگـر راهـى بـراى تـکـذیـب نـداشـتـه بـاشـیـم . مـثـل آنـکـه قـائل بـه پـیـغـمـبـر یـا ائمـه مـعـصـومـیـن ، عـلیـهـم السـلام ، بـاشـیـم ، بـاب تـاءویـل و تـوجـیه را مفتوح مى کنیم ، و بالجلمه ، سد باب معرفت الله را مى کنیم . ما راءیـت شـیـئا الا و راءیـت الله مـعـه و قـلبـه و فـیـه  را حـمـل رؤ یـت آثـار مـى کـنـیـم . لم اءعـبـد ربا لم اره را به علم به مفاهیم کلیه مـثـل عـلوم خـود حـمـل مـى نـمـایـیـم ! آیـات لقـاء الله را بـه لقـاء روز جـزا مـحـمـول مـى داریـم . لى مـع الله حـالة را بـه حـالت رقـت قـلب مـثـلا حـمـل مـى کـنـیـم . و ارزقـنى النظر الى وجهک الکریم . و آن همه سوز و گـدازهـاى اولیـا را از درد فـراق ، بـه فـراق حـورالعـیـن و طـیـور بـهـشـتـى حمل مى کنیم ! و این نیست جز اینکه چون ما مرد این میدان نیستیم و جز حظ حیوانى و جسمانى چیز دیگر نمى فهمیم ، همه عارف را منکر مى شویم . و از همه بدبختیها بدتر این انکار اسـت کـه بـاب جـمـیـع مـعـارف را بـر مـا مسند مى کند و ما را از طلب باز مى دارد و به حد حیوانیت و بهیمیت قانع مى کند، از عوالم غیب و انوار الهیه ما را محروم مى کند. ما بیچاره ها کـه از مـشـاهدات و تجلیات بکلى محرومیم از ایمان به این معانى هم ، که خود یک درجه از کـمـال نفسانى است و ممکن است ما را به جایى برساند، دوریم . از مرتبه علم ، که شاید بـذر مـشـاهـدات شـود، نیز فرار مى کنیم ، و چشم و گوش خود را بکلى مى بندیم و پنبه غـفـلت در گـوشـها مى گذاریم که مبادا حرف حق در آن وارد شود. اگر یکى از حقایق را از لسـان عـارف شوریده یا سالک دلسوخته یا حکیم متاءلهى بشنویم ، چون سامعه ما تاب شـنـیـدن آن نـدارد و حـب نـفـس مـانـع شـود کـه بـه قـصـور خـود حـمـل کـنـیم ، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تکفیر و تفسیقى قرار مى دهیم و از هیچ غیبت و تهمتى نسبت به او فروگذار نمى کنیم . کتاب وقف مى کنیم و شرط استفاده از آن را قـرار مى دهیم (که ) روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فیض کنند! جناب صـدرالمـتـاءلهـین را، که سرآمد اهل توحید است ، زندیق مى خوانیم و از هیچ گونه توهینى درباره او دریغ نمى کنیم . از تمام کتابهاى آن بزرگوار مختصر میلى به تصوف ظاهر نشود ـ بلکه کتاب کسر اصنام الجاهلیة فى الرد على الصوفیه  نوشته ـ (با ایـنـحـال ) او را صـوفـى بـحـت مـى خـوانـیـم . کـسـانـى کـه مـعـلوم الحـال هـسـتـند و به لسان خدا و رسول ، صلى الله علیه و آله ، ملعون اند مى گذاریم ، کـسـى (را) کـه بـا صـداى رسـا داد ایـمـان بـه خـدا و رسـول و ائمـه هـدى ، عـلیـهم السلام ، مى زند لعن مى کنیم ! من خود مى دانم که این لعن و تـوهـیـنـهـا بـه مـقامات آنها ضررى نمى زند، بلکه شاید به حسنات آنها افزاید و موجب ارتـفاع درجات آنها گردد، ولى اینها براى خود ماها ضرر دارد و چه بسا باشد که باعث سلب توفیق و خذلان ما گردد. شیخ عارف ما، روحى فداه ، مى فرمود هیچوقت لعن شخصى نـکـنـیـد، گـرچـه بـه کـافـرى کـه نـدانـیـد از ایـن عـالم (چـگـونـه ) مـنـتـقـل شده مگر آنکه ولى معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زیرا که ممکن است در وقـت مـردن مـؤ من شده باشد.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۰۹/۲۸
مجنون

نظرات  (۱)

۰۱ دی ۹۲ ، ۲۰:۵۸ دانیال داودی
سلام
استفاده کردیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">