قرنها باید تا یک کودکی گردد الهی قمشه ای:
مرحوم الهی قمشه ای یکی از نوادر روزگار بود و به ارتحال خود دل اهل الله را سوگوار کرد.
در هجران اینگونه بزرگان باید گفت:ای دریغا عالمی.
اگر چه به نص لا ریبی تنزیل آسمانی و حکم محکم فرقان محمدی صل الله علیه و آله:
ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها
ولی به قول عارف معروف مجدود بن آدم سنایی غزنوی(رحمه الله علیه):
هر خسی از رنگ گفتاری بدین ره کی رسد
درد باید مرد سوز و مرد باید گامزن
قرنها باید که تا یک کودکی از لطف طبع
عالمی گویا شود یا فاضلی صاحب سخن
سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
صدق و اخلاق و درستی باید و عمر دراز
تا قرین حق شود صاحب قرانی در قرن
الهی سحری بود
الهی شب با ستارگان گفتگو داشت
الهی را مناجات های آتش سوز بود.
الهی گریه ها داشت.
الهی عالم ربانی بود
الهی اهل ایقان بود.
الهی مفسر قرآن بود.
الهی سوز و گداز داشت.
الهی راز و نیاز داشت.
الهی مراقب بود.
الهی عارف بود.
الهی عاشق بود.
الهی مهربان بود و حسن زاده را آرام جان بود.
الهی محب خالص پیغمبر و آل پیغمبر بود.
الهی صاحب تألیفات بود.
الهی نغمه حسینی بسرود.
الهی تربیت شده آقا بزرگ حکیم و عارف یزدی بود.
الهی الهی بود.
الهی بیش از هفتاد سال در این نشأه بزیست و غریب بود.
موت الغریب شهاده.الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا کما بداء فطوبی للغرباء.
سلطان ملک عشقم و جانانم آرزوست
نالان درد هجرم و درمانم آرزوست
تا دل کند نظاره آن حسن دل فریب
از دیده محو جلوه خوبانم آرزوست
من مرغ باغ عالم قدسم الهیا
زان آشیان به گلشن رضوانم آرزو ست
سه شنبه 17 ج 1 سنه 1393=1352/3/29
قم-حسن حسن زاده آملی
در آسمان معرفت ص273و274و275
ان شاءالله کم کم جلسات برای دانلود رایگان در وبلاگ قرار خواهد گرفت.
قرار دادن لینک های مختلف به دلیل آن است که هر کسی با هر کدام از سایت ها راحت تر بود بتواند آنرا دریافت کند.
من در ابتدایی که به قم آمدم در سنه 42 آقایان و عزیزانی آمدند که ما درس فقه و یا اصول شروع کنیم،مکاسب،کفایه و.... خواستند،من عرض کردم:حقیقت این است که من برای علوم نقلی مثل فقه،اصول و ادبیات و....،بیش از علوم عقلی ،زحمت کشیده ام.اما الحمد لله تعالی،این کتابها درس داده میشود.ما آن چیز هایی که گفته نمی شود،بگوییم،ما اصول عقاید میخواهیم،بحث امامت،عصمت انبیاء،تفسیر قرآن و....اینها که نیست یا کمتر هست،به آنها بپردازیم و همین کار را هم کردیم.
نشریه حوزه ش22،ص24
دوستان عزیزی که این مطلب وبلاگ را خوانده بودند باید به دلیل حجم زیاد اعتراضات نسبت به این امر به عرض مبارک تمامی علاقه مندان برسانم که سخن حضرت علامه حسن زاده آملی در جلسه عمومی نبوده است و اشکال در نقل مطلب بوده است.
و حقیقت از این قرار است که یکی از دوستان بنده به خدمت حضرت علامه مشرف می شوند و به طور خصوصی این حرف را می فرمایند.
ان شاءالله عذر اینجانب را بپذیرید و بنده را که در نقل سخن حضرت آقا صداقت را رعایت ولی کتمان را رعایت نکرده بودم بپذیرید.
از تمامی دوستان بابت پیگیری این امر تشکر مینمایم.
هیچ اشتباهی در مطلب نیست و فقط نقل این مطلب که سخنرانی عمومی بوده است اشتباه این حقیر فقیر ذلیل متذلل کمتر از قطمیر است.
از تمامی دوستان تشکر می کنم
پست این مطلب شریف به طور کامل از وبلاگ حذف شد
از هزاران اعتراض کننده هم ممنونم که مرا از اشتباهم با خبر کردند
از تمامی دوستانی که این مطلب را در سایت یا وبلاگ خود قرار داده بودند بدین وسیله درخواست میکنم که مطلب را به طور کلی حذف فرمایند که حضرت آقا بدین امر راضی نبوده اند.
روزی آمد و گفت:از امروز تهران خبر داری؟عرض کردم:آقا،من طلبه ام و خبر ندارم.
گفت امروز(قریب چهل سال پیش)یک هواپیما کتاب خطی از تهران پرواز کرد برای آمریکا.
اینها که پیش می آمد،مرحوم آقای شعرانی می فرمود که ضرر و صدمه ای که بر معارف و فرهنگ این کشور،این پدر و پسر(رضا خان و محمد رضا)زدند مغول نزده بودند.این هم یکی از فرمایشات ایشان بود.
منبع:در آسمان معرفت ص170
هزار و یک نکته ص603
کتاب شریف گنج نهان ص10
حضرت استاد صمدی آملی با تبیین این بحث شریف و هدف این امر که رسیدن به مقام حیرت است در طی سه جلسه به شرح می پردازد.
این سه جلسه بحث را از زیر میتوانید دانلود فرمایید.

الفاظی بین ما افتاده است که خود هم از آنها خبری نداریم و معانی آنها را نمی فهمیم ولی باعث جنجال ها و به وجود آمدن فرق مختلف شده است.
مثلا می گوییم ما شیعیان به معاد جسمانی اعتقاد داریم ولی حتی معنای جسم را نمی دانیم،
حرف نشنیده ایم و در مادیات مستغرق شده ایم،که به قول جناب مولانا:
جانور فربه شود از نیش و نوش آدمی فربه شود از راه گوش
به مانند چهار پایان فقط به دنبال سیر کردن شکم شده ایم و حتی علم نازنین که باید وسیله تعالی روحی ما قرار بگیرد و ما را با حقایق نظام هستی آشنا کند وسیله أکل و خوردن ما گشته است.
درس می خوانیم که مدرک داشته باشیم،و شغلی داشته باشیم،و برای غیر خود که جسم مادی ماست کار میکنیم
در زمین مردمان خانه مکن کار خود کن کار بیگانه مکن
کیست بیگانه تن خاکی تو کز برای اوست غمناکی تو
مشک را بر تن مزن بر جان بمال مشک چبود ؟نام پاک ذوالجلال
و همچو کودکان،که به دنبال مویزی می گرید به دنبال دنیاییم و غفلت از خداوند و غافل از تمامی عوالم ملکوتی
به قول مولانا:
ما بدانستیم ،ما این تن نی ایم از ورای تن به یزدان می زی ایم
کودکی گرید پی جوز و مویز پیش عاقل باشد آن بس سهل چیز
پیش دل جوز و مویز آمد جسد طفل کی در دانش مردان رسد
هر که محجوب است او خود کودک است
مرد آن باشد که بیرون از شک است
به دروغی دل خوش کرده ایم و به سرابی امیدواریم،نمی دانیم به کدامین سو حرکت میکنیم
این دروغت این تن فانی بود راستت آن جان ربانی بود
آیا موجوداتی که اطراف ما را فراگرفته اند جز سرابی اند؟
و از همین رو است که نظام هستی را عالم خوانده اند به آن دلیل که همچو علم و نشانه ای فقط به دنبال نشان دادن حقیقتی دگر است و یا عالم را جهان هم می خوانیم و این از آن رو است که دم به دم عالم بر اساس حرکت جوهری و تجدد امثال در حال جهیدن است که به قول حضرت مولایم (روحی فداه):
زبس تجدید امثالش سریع است جهان را هر دمی شکل بدیع است
و یا جناب مولانا می فرمایند:
دم به دم نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا
بلی،خیلی اسرار هست که ما نمی فهمیم که نمی فهمیم که نمی فهمیم و حق ماست که تا ابد الدهر در جهل مرکب بمانیم،
خوشا به حال کسانی که تلنگری بخورند و به راه بیفتند و در مسیر الهی ،انسانی خویش قدم بردارند
خوشا آن جذبه که نا گاه رسد بر دل مردم آگاه رسد
این عالم سایه و نشانه است از برای یک حقیقت واحد در نظام هستی ،که به قول حافظ شکر سخن:
این همه نقش و می و رنگ نگارین که نمود یک فروغ رخ ساقی است که بر جام افتاد
و همه ما به دنبال این سایه و غرق در این سایه ایم و غافل از حقیقت و اصل این سایه،که به قول جناب مولانا:
مرغ بر بالا پران و سایه اش می رود بر خاک پران مرغ وش
ابهلی صیاد آن سایه شود می دود چندان که بی مایه شود
بی خیر کاین عکس آن مرغ هواست بی خبر که اصل آن سایه کجاست
یا الله،........
این خطاب آخری را هم به خودم بگویم که:
و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم
باری سر خویش گیریم و راه پرستش در پیش
این فایل با فرمت AVI است که به صورت زیپ در آورده ام و رمز باز کردن آن 118 به عدد اسم شریف حسن می باشد.
ان شاءالله طالبان راه حق را معدی باشد.