علامه حسن زاده آملی

نکته های عارفانه زندگی علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)

{ background:url(image.png) no-repeat center; }

علامه حسن زاده آملی

نکته های عارفانه زندگی علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)

علامه حسن زاده آملی

این وبلاگ قصد بر آن دارد که شمه ای از بارقه های نوریه علمی حضرت استاد علامه حسن زاده آملی(روحی فداه)را به نفوس مستعده بچشاند.
که اگر مورد پسند افتد ما را بسند است.
حقیری از دل عالم
رسول سالارکریمی(مجنون)

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۰ شهریور ۹۵، ۰۶:۲۸ - م.آ
    تشکر
  • ۸ شهریور ۹۵، ۱۲:۱۵ - سعید
    تشکر
پیوندهای روزانه
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عرفان» ثبت شده است

علامه حسن زاده آملی

یکی از روزها که یاران درس، گوش جان به بزم انس حضرت استاد سپرده بودیم، فرمودند:

یکی از سفارش‌های مهم در امر سلوک الی‌الله، پرهیز از نامحرم است، مطلقاً از اغیار پرهیز کنید، از آن‌ها که از نور ولایت بهره‌ای ندارند احتراز کنید.

بیا از صحبت اغیار بگذر/ بیا از هر چه غیر از یار بگذر

دل بی‌بهره از نور ولایت/ بود نامحرم از روی درایت

آنچه از سخن حضرت استاد به دست می‌آید این است که: منظور از عزلت، کناره‌گیری و دوری جستن از همنشینی و مجالست با انسان‌های زشت کردار و زشت گفتار و بی‌ولایت است، یعنی پوستین عزلت را باید در برابر خطرات گزنده آلودگی، بر تن کرد و گرنه اسلام به همنشینی با صالحان و اولیاء تأکید دارد که:

خلوت از اغیار باید نی ز یار/ پوستین بهر دی آمد نی بهار

دیگر اینکه:

عزلت بر لب دوختن و سخن شنیدن و دانش اندوختن است که:

مدتی می‌‌بایدش لب دوختن/ وز سخن‌دانان سخن آموختن

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۵۶
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

از امیر المؤمنین على علیه السلام سؤال کردند که وجود چیست؟ گفت: بغیر وجود چیست.

         اى در طلب گره گشایى مرده             با وصل بزاده از جدایى مرده‏
          اى بر لب بحر تشنه در خواب شده             وى بر سر گنج از گدایى مرده‏
 (ص 31 کشف الحقایق نسفى)

نکته373 هزار و یک نکته

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۱ ، ۲۱:۲۹
مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

نکته 196
فلسفه حرف مى‏ آورد و عرفان سکوت. آن عقل را بال و پر مى دهد و این عقل را بال و پر مى‏ کند. آن نور است و این نار. آن درسى بود و این در سینه. از آن دلشاد شوى و از این دلدار. از آن خداجو شوى و از این خداخو. آن به خدا کشاند و این به خدا رساند. آن راه است و این مقصد، آن شجر است و این ثمر آن فخر است و این فقر، آن کجا و این کجا.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۱ ، ۲۰:۴۸
مجنون